فلسفه ذکر گفتن

فلسفه ذکر گفتن نمایش بزرگتر

«ذكر»، يعني يادكردن، خواه با زبان باشد، يا با قلب يا با هر دو، بعد از نسيان باشد، يا بعد از ادامه ذكر. به عبارت ديگر، ذكر حالت روحي خاصي است كه انسان در آن حال، دانسته خويش را مورد توجه قرار مي دهد و گاهي به يادآوري چيزي با زبان و گاهي به حضور چيزي در قلب گفته مي شود. 
فضيلت ذكر خدا ....

جزییات بیشتر

اطلاعات بیشتر

فلسفه ذكر گفتن چيست؟

«ذكر»، يعني يادكردن، خواه با زبان باشد، يا با قلب يا با هر دو، بعد از نسيان باشد، يا بعد از ادامه ذكر. به عبارت ديگر، ذكر حالت روحي خاصي است كه انسان در آن حال، دانسته خويش را مورد توجه قرار مي دهد و گاهي به يادآوري چيزي با زبان و گاهي به حضور چيزي در قلب گفته مي شود. 
فضيلت ذكر خدا 
ذكر خداي سبحان از بهترين و پاكيزه ترين اعمال نزد خدا، برترين لذّت نزد دوستداران خدا، خوي و خصلت خوب مؤمنان و صالحان و نشان همنشيني با محبوب واقعي بوده و مايه شرافت و رستگاري انسان مي باشد و در آيات قرآني و روايات اسلامي مورد سفارش واقع شده است. قرآن كريم مي فرمايد: 
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً...» 
اي كساني كه ايمان آورده ايد، خدا را بسيار ياد كنيد... . 
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: 
«اِعْلَمُوا اَنَّ خَيْرَ اَعْمالِكُمْ عِنْدَ مَليكِكُمْ وَ اَزْكاها وَ اَرْفَعَها في دَرَجاتِكُمْ وَ خَيرَما طَلَعَتْ عَلَيهِ الشَّمعسُ، ذِكْرُاللهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالي فَاِنّهُ اَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقال اَنا جَليسُ مِنْ ذَكَرَني.» 
بدانيد كه بهترين اعمال شما نزد خداوند و پاكيزه ترين آنها و آنچه از همه بيشتر درجات شما را بالا مي برد و بهترين چيزي كه آفتاب بر آن تابيده، ذكر خداي سبحان است؛ زيرا خداي تعالي از خودش خبر داده، فرمود: من همنشين كسي هستم كه مرا ياد كند. 
علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: 
«ذِكْرُ اللهِ سَجِيَّةُ كُلِّ مُحْسِنٍ وَ شيمَةُ كُلِّ مُؤْمِنٍ» 
ياد خدا خصلت هر نيكوكار و خوي هر مؤمني است. 
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: 
«ما مِنْ شَيءٍ اِلا وَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهي اِلَيهِ اِلا الذِّكْرَ فَلَيسَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهي اِلَيه...» 
هر چيزي را حدّي است كه به آن منتهي مي‎شود، مگر ذكر كه حدّي ندارد كه به آن پايان يابد... . 
حقيقت ذكر چيست؟ 
از آيات قرآني و سخنان اولياي گرامي اسلام، استفاده مي شود كه ذكر عبارت است از ياد خدا در همه احوال و پيشامدها و توجه به حضور در محضر الهي و او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خويش دانستن و اين كه هيچ امري بر او پوشيده نمي ماند. از اين رو، هنگام رو به رو شدن با تكاليف واجب به ياد خدا بوده، آنها را انجام دهد و هنگام رو به رو شدن با محرمات و معاصي از خدا غافل نباشد، و از انجام آن پرهيز نمايد، چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: 
«اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» 
از خدا بترسيد كه خدا به كارهايي كه مي كنيد، آگاه است. 
«يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ» 
خيانت هاي چشمان و آنچه سينه ها پنهان ساخته مي داند. 
«وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَما كُنْتُمْ» 
خدا با شماست، هرجا كه باشيد. 
«وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» 
ما از رگ وريد به او نزديك تر هستيم. 
در روايتي امام صادق از جمله سخت ترين تكاليف خداوند بر بندگانش را «ذِكْرُ اللهِ عَلي كُلِّ مَوطِنٍ» به ياد خدا بودن در هرجا شمرده، مي فرمايد: 
«منظور از ذكر خدا، گفتنِ «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَ اللهُ اَكْبَر» نيست ـ گرچه اينها هم ذكر است ـ بلكه مقصود آن است كه اگر انسان با حرام خدا روبه رو شد، ياد خدا او را از آن باز دارد.» 
امام صادق ـ عليه السلام ـ از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل كرده كه فرمود: 
«هر كسي كه اوامر خدا را اطاعت نمود و از گناهان پرهيز كرد، همانا او ذاكر خداست، گرچه نماز و روزه (مستحبي) و قرائت قرآن او، اندك باشد و هر كس كه معصيت و نافرماني خدا نمايد، خدا را فراموش كرده، گرچه نماز و روزه و تلاوت قرآن او بيش از حد معمول بوده باشد.» 
از اين احاديث، بخوبي روشن مي شود كه منظور از ذكر، تنها ذكر زباني نيست، گرچه ذكر زباني هم ذكر بوده در مكتب اسلام داراي اهميّت است، لكن مقصود حقيقي از ذكر خدا، رسيدن به درجه اي از ايمان و اعتقاد است، كه انسان بر اثر آن، پيوسته خود را زير نظر خدا دانسته، و در نهان و آشكار، او را شاهد و ناظر اعمالش بداند و از زشتي ها دوري گزيده و وظايف خود را برابر او انجام دهد. به عبارت ديگر، حقيقت ذكر، توجه قلبي به خداوند متعال است كه در اعمال انسان پرتو افكند. 
انواع ذكر 
ذكر خدا انواعي دارد كه برخي از آنها را در زير مي آوريم: 
الف ـ ذكر زباني: 
ذكر زباني به جا آوردن حمد و ثناي الهي، نجوا كردن (آهسته حرف زدن)، درد دل كردن، درخواست كمك از درگاه خداي سبحان و پناه بردن از شر شياطين انس و جن به آن بارگاه مقدس است. 
ذكر زباني گرچه از تمام مراتب ذكر، نازلتر است ولي در عين حال مفيد فايده است. زيرا كه زبان در اين ذكر به وظيفه خود قيام كرده و به علاوه ممكن است، اين تذكّر پس از مداومت و قيام به شرايط آن، اسباب باز شدن زبان قلب نيز بشود. 
در روايات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ اين گونه ذكر، زياد به چشم مي خورد و حتي مورد سفارش قرار گرفته است. چنانچه خود آن بزرگواران نيز در اين زمينه الگوي پيروان خود هستند. 
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: 
«... پدرم «كثيرالذّكر» بود. من او را هنگام غذا خوردن و راه رفتن در حال ذكر گفتن خدا مي يافتم، حتي صحبت كردن با ديگران، او را از ياد خدا باز نمي داشت. زبانش با گفتن «لا اله الا الله» به كامش چسبيده بود. او ما را جمع مي كرد. كساني را كه قرآن خواندن مي دانستند به قرائت قرآن و كساني را كه قرآن خواندن نمي دانستند، به ذكر خدا فرمان مي داد تا خورشيد طلوع كند». 
تسبيحات حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ ، گفتن تسبيحات اربعه، «يا الله» و «يا ربّ»، «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ الْعَليّ الْعَظيم» و استغفار و مانند آن، از جمله ذكرهاي زباني مي باشند كه هر كدام ثواب مخصوصي داشته و اثر ارزنده اي در انسان ايجاد مي كند. 
بايد توجه داشت كه ذكر زباني لقلقه زبان نشود و همراه با غفلت دل نباشد، بلكه ذكر زباني نشان ذكر قلبي و ابراز مكنون دل باشد يا دست كم مقدمه ذكر قلبي گردد. 
ب ـ ذكر قلبي: 
ذكر قلبي همان توجه قلبي به خداي سبحان است كه دل را صفا و صيقل داده، جلوه گاه محبوب مي كند و روح را تصفيه كرده، انسان را از قيد اسارت نفس مي رهاند. اگر قلب به تذكّر محبوب و ياد حق تبارك وتعالي عادت كرد و با آن عجين شد، انسان را دگرگون مي كند، بطوري كه حركات و سكنات چشم، زبان، دست، پا و ساير اعضا، با ذكر حق انجام مي گيرد و برخلاف وظايف، امري انجام نمي دهند. كاملترين و بهترين مراتب ذكر نيز همين است كه در همه مراتب انساني، جاري شده و حكمش ظاهر و باطن و نهان و آشكار را در برگيرد و اگر ذكر زباني نيز از نظر مكتب اسلام مطلوب است و به آن سفارش شده، سرّش در آن است كه زبان قلب گشوده شود و بحدي برسد كه زبان، چشم، گوش و ساير اعضاي بدن از قلب پيروي كنند تا بدين وسيله دل براي ورود صاحب منزل، پاك و پاكيزه گردد. 
علي ـ عليه السلام ـ فرمود: 
«اِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الذِّكْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ...» 
همانا خداوند سبحان، ذكر را جلا و صفاي دلها قرار داده است... . 
ذكر خدا در حقيقت امري قلبي است كه هر خير و بركتي از آن ناشي مي‏شود و ذكر زباني، دعا، نماز، تلاوت قرآن و غيره از آن جهت كه سبب به وجود آمدن اين امر قلبي مي‏شود، ذكر شمرده شده است. آنچه را قرآن كريم مايه آرامش قلب مي‏داند: «ألا بِذكر الله تَطمئنّ القُلوب»رعد/28 همين ذكر قلبي است. 
اين كه امام حسين(ع) چون كوه در مقابل انبوهي از اندوه ايستاد و هيچ گونه ترديد، اضطراب، دو دلي، ترس و وحشت را به خود راه نداد، بلكه ترس را ترسانده و اضطراب را مضطرب نموده و ترديد را مردّد كرده بود، منشأش همين ذكر قلبي و توجه باطني و اندروني بود. اين همان سكينت و وقاري است كه خداوند بر دل مؤمنان راستين القا مي‏كند: «هو الَّذي أَنزل السَّكينة في قلوب المؤمنين لِيَزدادوا ايماناً مَع ايمانهم»؛فتح/4 «فعَلِم ما في قلوبهم فَأنزل السَّكينة عَليهم وأثابهم فَتحاً قريباً»؛فتح/18 خدا مي‏دانست كه در قلبهايشان چه وجود دارد از اين رو آرامش و وقار را بر آن نازل كرد و پيروزي و ظفرمندي نزديكي را نصيبشان نمود. 
اين مؤمنان راستين همان كساني هستند كه قلبشان همواره به ذكر خدا مشغول است و هيچ امر عادي روزمره و غير عادي آنان را از اين مهم باز نمي‏دارد؛ «رِجال لا تُلهيهم تِجارة ولا بَيع عَن ذِكرالله وإِقام الصّلوة وإيتاء الزّكوة»نور/37 آية الله جوادي آملي،حماسه و عرفان 
امام خميني (قدس سرّه) مي نويسد: 
«پس اي عزيز! در راه ذكر و ياد محبوب، تحمّل مشاقّ هرچه بكني، كم كرده اي. دل را عادت بده به ياد محبوب، بلكه به خواست خدا، صورت قلب، صورت ذكر حقّ شود و كلمه طيّبه لا اله الا الله صورت اخيره و كمال اقصاي نفس گردد كه از اين زادي بهتر براي سلوك الي الله و مُصلحي نيكوتر براي معايب نفس و راهبري خوبتر در معارف الهيه يافت نشود. 
پس اگر طالب كمالات... و مهاجر الي الله هستي، قلب راعادت بده به تذكّر محبوب...» 
ج ـ ذكر عملي: 
ذكر عملي آن است كه انسان در عمل، خدا را ناظر و شاهد اعمال و رفتار خود دانسته، هرجا كه صحبت واجب باشد، آنجا حاضر بوده و هر جا كه صبحت از محارم الهي، گناه و نافرماني خدا باشد، غايب باشد و در حال گناه و نافرماني ديده نشود. اين نوع ذكر در آيات قرآن، به تعابير گوناگون، در مورد اعمال انساني به كار رفته است 
--------------------------------------------------------------
. قاموس قرآن ، ج 3، ص 15، به نقل از مفردات قرآن، اسلاميه. 
. احزاب، آيه 41. 
. عدة الداعي، احمد بن فهد، ص 238. 
. شرح غررالحكم، آمدي، ج 4، ص 30. 
. اصول كافي، ج 4، ص 258. 
. حشر، آيه 18. 
. غافر (مؤمن)، آيه 19. 
. حديد، آيه 4. 
. ق، آيه 16. 
. بحارالانوار، مجلسي، ج 93، ص 151. 
. همان مدرك، ص 156. 
. اربعين حديث، امام خميني (قدس سره)، ج 1، ص 250، نشر فرهنگي رجا. 
. اصول كافي، ج 4، ص 258. 
. شرح غررالحكم، آمدي، ج 2، ص 558. 
. اربعين حديث، امام خميني (قدس سرّه)، ج 1،‌ص 249.

منبع پرسمان رهبری

نقد و نظرات

نوشتن نقد و نظر

فلسفه ذکر گفتن

فلسفه ذکر گفتن

«ذكر»، يعني يادكردن، خواه با زبان باشد، يا با قلب يا با هر دو، بعد از نسيان باشد، يا بعد از ادامه ذكر. به عبارت ديگر، ذكر حالت روحي خاصي است كه انسان در آن حال، دانسته خويش را مورد توجه قرار مي دهد و گاهي به يادآوري چيزي با زبان و گاهي به حضور چيزي در قلب گفته مي شود. 
فضيلت ذكر خدا ....

30 محصولات دیگر در همان شاخه: